تروتسکیسم، ضد انقلاب در خفا ۷
تروتسکیسم چیست و به چه معناست
بیش از ده سال قبل، زمانی که تروتسکی هنوز از امتیاز عضویت در حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی لذت میبرد، رفیق استالین در وجود تروتسکیسم «سه خصوصیت دید که آن را در تضاد آشتیناپذیر با لنینیسم قرار داده بود».
قبل از ادامه ما باید درباره روش اعمال شده این جا در مورد توصیف تروتسکیسم جملهای بگوئیم. این موضوع از نفطه نظر مارکسیسم – لنینیسم بحث میکند. فرض شده است که لنینیسم به درستی خودش را در هر دو، در تئوری و در عمل انقلاب اثبات نموده است. از این رو مفروض شده است که مخالفت با لنینیسم اشتباه است.
با این حال، ما کاملاً به این واقعیت آگاهیم که ممکن است فردی از خوانندگان با نقطه نظر لنینیستی موافق نباشد. چنین فردی ممکن است که با انقلاب پرولتری، با دیکتاتوری پرولتاریا، و با نظام سوسیالیستی مخالف باشد. چنین فردی ممکن است که در حملات تروتسکی به لنینیسم آرامش یابد. اما بعد باید بپذیرد که او نه به دنبال تأئید تروتسکی، بلکه رد راه کار لنینیستی مشکل اجتماعی است. با وجود چنین فردی از این نوع، چه کسی از جوی گلآلود اتهامات تروتسکی علیه شوروی و علیه کمونیستهای کشورش بیرون کشیده میشود، ما هیچ استدلالی بر این موضعها نداریم. تنها چیزی که از شخصی با این خصوصیات درخواست شده که انجام دهد، این است که تصدیق نماید که او مُهمات تروتسکی را علیه تمام چیزهایی بکار میبرد که مارکس، انگلس و لنین برایشان بپا خاستند و علیه هرچیزی که امروز رفیق استالین، به همراه کمونیسم بینالملل برایش میایستند.
این کاملاً مغایر با آنهاییست که ادعا میکنند از انقلاب پرولتری حمایت میکنند، کسانی که ضرورت سازماندهی طبقه کارگر برای سرنگونی سرمایهداری و ایجاد قدرت شورایی را قبول دارند، و کسانی که لنین را به عنوان معمار اصلی و برجسته حزب بلشویک و رهبر تاریخی انقلاب پرولتری جهان میشناسند. استدلال زیر درنظر دارد نشان دهد که شما نمیتوانید که (هم) خواهان انقلاب پرولتری باشید و (هم) خواهان تروتسکیسم باشید؛ و چنان چه شما استدلات تروتسکی را قبول کنید، با لنینیسم وداع میکنید؛ و اقرار تروتسکی به پیروی از لنینیسم تنها پرده ساتریست که در پشت آن ناباوری او به پرولتاریا و بیاعتمادی او به حزب کمونیست (بلشویک) و روشهای مبارزاتش پنهان هستند؛ و تروتسکیسم در واقع سلاحیست علیه انقلاب پرولتری، اما نوعی که به منظور فریب کارگران با گرایش رادیکال و با رنگ سُرخ نقاشی شده است.
آنهاییکه بطور جدی خواهان سرنگونی سرمایهداری و تأسیس دیکتاتوری پرولتاریا، برمبنای اصول پایه ریزی شده توسط انقلاب روسیه، در کشورهای سرمایهداری، از جمله در آمریکا هستند، موافق پیشنهادات منطقی بنیادین زیراند:
۱- که ایجاد حزب (کمونیست) بلشویک اولین پیششرط یک انقلاب موفقیت آمیزست؛
۲- که تنها یک حزب بلشویک و نه چند حزب در هر کشوری میتواند وجود داشته باشد، و وحدت و انسجام چنین حزبی، بنابران قدرت برجستهاش از اهمیت بسیار زیادی برخوردارست؛
۳- که ستون فقران انقلاب سوسیالیستی پرولتاریای شهریست؛
۴- حزب کمونیست تنها زمانی میتواند انقلاب پرولتری را به ثمر برساند که کل طبقه کارگر، یا دست کم اکثریت آنرا در یک قیام مسلحانه علیه دولت سرمایهداری هبری کند؛
۵- که پیروزی انقلاب در مقیاس بزرگی به قدرت حزب و پرولتاریا در اتحاد خود با تودههای بزرگ دیگر گروها و طبقات استثمار و سرکوب شده جمعیت، و در درجه اول با دهقانان استثمار شده، طبقه متوسط پائینتر شهرها، روشنفکران تحت ستم، و غیره بستگی دارد؛
۶- که اعتماد بین رهبری حزب و اعضای حزب یکی از شرایط اصلی موفقیت است و زمانی که عدم اعتماد رهبریت بلشویک بیپایه باشد، باعث تضعیف انقلاب میشود؛
۷- که تنها یک کمونیست انترناسیونال میتواند وجود داشته باشد که احزاب کمونیست جهان را رهبری کند؛
۸- که از آنجایی که اتحادجماهیر شوروی بزرگترین دستاورد پرولتاریای جهان به عنوان سرمشق ساخت سوسیالیسم است، بنابراین، هیچ فردی نمیتواند ادعای انقلابیگری واقعی داشته باشد، اما با اتحاد جماهیر شوروی دشمنی کند.
اما به تعریف استالین از تروتسکیسم برگردیم. باید بیاد آوریم که استالین زمانی آن تعریف را کرد که تروتسکیسم تازه شروع شده بود. رساله تروتسکیسم یا لنینیسم، که تعریف تروتسکیسم در آن موجودست، در نوامبر سال ۱۹۲۴ منتشر شده بود. شگفتانگیز است که چگونه استالین بوضوح، هردو معنا و توسعه آینده تروتسکیسم را زمانی کشف نمود که تروتسکی هنوز به عنوان یکی از قهرمانان بزرگ انقلاب جلوه میکرد.
«مختصات» تروتسکیسم، طبق نوشته رفیق استالین، عبارتند از:


