سرمقاله                                                                                         ماهیت امروزه جنبش‌های طبقه کارگر در سطح بین‌المللی

    تازه‌ترین مقالات

روند ایدئولوژیک - سیاسی جهان کنونی

تضاد اساسی جهان کنونی همچنان تضاد کار و سرمایه است، زیرا کل جهان در ساختار سرمایه‌داری به سر می‌برد. 
این تضاد از دو قطب آشتی ناپذیر و وابسته به هم تشکیل گشته است: قطب سرمایه‌داری (سرمایه) و قطب طبقه کارگر (کار). از این دو قطب، سرمایه‌داری نیروی حاکم و طبقه کارگر نیروی محکوم را تشکیل می‌دهد.
حیات سرمایه‌داری با استثمار و غارت نیروی کار در هم تنیده شده است. این قطب میرنده است. حیات طبقه کارگر با آزادی از استثمار و بهره‌کشی سرمایه‌داری در هم تنیده شده است. آینده متعلق به این قطب انقلابی‌ست.
در جهان کنون، بورژوازی تمام ابزارهای اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک لازمه حیات خود را در اختیار دارد و آن را علیه طبقه کارگر به کار می‌گیرد. طبقه کارگر نیز تلاش می‌کند که ابزارهای لازم برای انقلاب آینده را تدارک ببیند و به دست آورد. در لحظه فعلی از آن‌ها محروم است. مهمترین ابزاری که دو قطب متضاد علیه هم به کار می‌برند، ابزار ایدئولوژیک است. هر قطبی که بتواند ایدئولوژی خود را به ایدئولوژی مردم تبدیل کند، می‌تواند قطب دیگر را با شکست بزرگ رو به رو سازد.
ایدئولوژی چیست؟ ایدئولوژی چیزی غیر از جهان بینی نیست. 
ایدئولوژی سرمایه‌داری:
سرمایه‌داری ایدئولوژی خود را چنین تعریف می‌کند: تقدس مالکیت خصوصی، آزادی فرد در تجارت و کسب سود، فروش و خرید داوطلبانه نیروی کار.
این تعریف از ایدئولوژی مربوط به دوران شکوفائی سرمایه‌داری‌ست. اکنون زیر پرده این واژه‌ها، ایدئولوژی واقعی سرمایه‌داری امپریالیستی نهفته است: تقدس مالکیت خصوصی برای اندکی از سرمایه‌داران بزرگ. زیرا در جهان کنونی از اکثریت جمعیت جهان سلب مالکیت شده است. اکثریت مطلق مردم روی زمین نه صاحب ابزار تولیدند و نه مالک سرپناه خویش. در زیر پرده آزادی تجارت و کار نیز دغلکاری مزورانه‌ای نهفته است که مارکس و انگلس در مانیفست حزب کمونیست آن را افشا کرده‌اند «کارگر مدرن فقط تا زمانی زنده‌ است که کار پیدا می‌کند و فقط تا زمانی کار پیدا می‌‌کند که کارشان منجر به افزایش سرمایه می‌شود.» زیرا «تولیدِ ارزشِ اضافی، هدفِ مستقیم و انگیزهٔ تعیین ‌کنندهٔ تولید است.» (مارکس – سرمایه جلد سوم)
در نتیجه یک کارگر وقتی می‌تواند و آزاد است نیروی کارش را بفروشد که برای سرمایه‌دار سود آور باشد، یعنی ارزش اضافه تولید کند. در نتیجه اگر کار کارگر برای سرمایه‌دار سودآور نباشد، آزادی کارگر در فروش نیروی کارش پایمال می‌شود. در عین حال کارگر در نظام سرمایه‌داری امپریالیستی برای زنده ماندن مجبور است نیروی کارش را با شرایط سخت و دردناکی که سرمایه‌داری تعیین می‌کند بفروشد و هیچ آزادی در چگونگی فروش آن ندارد.
آزادی تجارت نیز در دوران حاکمیت انحصارات یعنی در دوران امپریالیسم با شدتی روز افزون محدود می‌گردد. رقابت جای آزادی را می‌گیرد و ورشکست و منهدم کردن شرکت‌ها و کنسرن‌های کوچکتر توسط ابر کنسرن‌های بین‌المللی جای رقابت آزاد می‌نشیند. تحت این قانونمندی یکی از اساسی‌ترین زمینه‌های ایدئولوژیک سرمایه‌داری خود را نمایان می‌سازد: هدف (سود) وسیله (استثمار شدید، ویران سازی‌های گسترده و قتل عام) را توجیه می‌کند. 
زمینه دیگری از ایدئولوژی بورژوازی، تفکر ضد کمونیستی‌ست که با شدت در جامعه کارگری، گستره ملی و جهانی از بالا تزریق می‌گردد.
در نتیجه می‌توان ایدئولوژی سرمایه‌داری دوران امپریالیسم را چنین جمعبندی نمود: ۱- تقدس مالکیت خصوصی برای یک اقلیت ناچیز از سرمایه‌داران امپریالیست و محروم کردن اکثریت قاطع مردم جهان از مالکیت خصوصی بر ابزار تولید. ۲- برای رسیدن به سود هر وسیله‌ای قابل توجیه است. به بیان دیگر تسلط قانون زور برای رسیدن به سود. ۳- ضد کمونیسم در صحنه ملی و جهانی. 
چنانکه ملاحظه می‌شود، سرمایه‌داری ایدئولوژی خود را برای تحمیق مردم، وارونه جلوه می‌دهد.
ایدئولوژی پرولتری:
ایدئولوژی پرولتری عبارت است از مجموعه ارزش‌ها، آگاهی و نظرگاه‌های سیاسی که طبقه کارگر را تا محو طبقات هدایت می‌کند. لذا این ایدئولوژی به طور اساسی دربرگیرنده مقولات آگاهی طبقاتی، همبستگی طبقاتی به عنوان یک طبقه جهانی، مبارزه طبقاتی برای درهم کوبیدن نظام سرمایه‌داری، برپائی سوسیالیسم و دیکتاتوری پرولتاریا و نهایتاً رسیدن به جامعه بی طبقه کمونیستی‌ست. در این ایدئولوژی فرهنگ طبقاتی وزنه خاصی دارد.
این بدان معنی نیست که هر کارگری دارای چنین خصوصیات و آگاهی می‌باشد. بسیار کارگرانی هستند که مسلمان‌اند، برخی لومپن هستند، عده‌ای به دنبال توطئه‌های ضد کارگری در حرکت‌اند. ولی ایدئولوژی پرولتری، ایدئولوژی طبقه کارگر است و به هیچ طبقه دیگری تعلق ندارد. یک مقوله اجتماعی خارج از مناسبات طبقاتی نیست. جنبشی جدا از طبقه کارگر نیست. ایدئولوژی پرولتری از منافع بلندمدت طبقهٔ کارگر دفاع می‌کند.
وقتی منصور حکمت تروتسکیست می‌گوید «کمونیسم را نباید “ایدئولوژی ذاتی کارگران“ دانست، بلکه آن را باید به‌عنوان یک جنبش اجتماعی و سیاسی معین فهمید. (منصور حکمت - ) عمق رذالت طبقاتی خود علیه پرولتاریا را نشان می‌دهد. او ایدئولوژی را از طبقه پرولتاریا جدا می‌کند، این طبقه را بی ایدئولوژی معرفی می‌کند و در مقابل تهاجم ایدئولوژیک سرمایه‌داری خلع سلاح می‌سازد. موضع لنین در این مورد، منصور حکمت خرده بورژوای "چپ" را همه جانبه افشا می‌کند: «در جامعهٔ طبقاتی، فقط دو ایدئولوژی می‌‌تواند وجود داشته باشد: ایدئولوژی بورژوایی یا ایدئولوژی سوسیالیستی. راه سومی وجود ندارد.» (لنین، «چه باید کرد؟») - «هرگونه تضعیف ایدئولوژی سوسیالیستی، هرگونه انحراف از آن، به معنای تقویت ایدئولوژی بورژوایی است.» (لنین، «چه باید کرد؟»)
در حال حاضر ایدئولوژی پرولتری و بورژوازی در مقابل هم و در تضاد آشتی ناپذیر قرار گرفته‌اند.
بر مبنای داده‌های Statistics Times تولید ناخالص جهان ۱۱۷ هزار میلیارد دلار برآورد شده است. این ثروت عظیمی است ولی در عین حال محدود است. این محدودیت با حرص و طمع نامحدود بنگاه‌های عظیم تولیدی و مالی جهان و دولت‌های تحت نفوذشان در تضاد لاینحلی قرار دارد.
ایدئولوژی سرمایه‌داری کسب سود به قیمت پایمال کردن دیگران است. لذا نیروهای موجود در کمپ سرمایه‌داری جهانی چون کفتار به جان هم افتاده‌اند تا آن تولید ناخالص داخلی جهانی را که محدود است از چنگ هم بربایند. در خدمت به این هدف است که برخی کنسرن‌های متحد بین‌المللی دولت‌های تحت نفوذ خود را تا آنجا که ممکن است مهاجم و فاشیستی می‌سازند. تحت چنین شرایطی است که کشورهای آمریکا، اسرائیل، ترکیه، چین، روسیه، به کشورهای فاشیستی و برخی دیگر مانند ایران، عربستان سعوی، آفریقای جنوبی و غیره به کشورهای شبه فاشیستی تبدیل شده‌اند. 
در آلمان حزب فاشیستی AfD (آلترناتیو برای آلمان) توانسته است در دو ایالت ۳۳٪ آرا را به دست آورد و حاکمیت مجدد فاشیسم در آلمان هر روز محتمل‌تر می‌شود.
کمپ‌های سرمایه‌داری با روی کار آوردن نیروهای فاشیستی در دولت‌های تحت فرمان خود، سعی می‌کنند سهم بیشتری از ارزش اضافه تولید شده در جهان را بدست آورند ولی این ارزش اضافه همان طور که گفته شد محدود است. لذا برای کاستن از این محدودیت، به رشد فناوریهای تولیدی و استثمار بی رویه نیروی کار می‌پردازند. (افزایش ساعات کار) 
یکی از مشخصات اساسی جهان کنونی پایمال کردن کلیه حقوق کارگران است. در تمام کشورها زنان درصد کمتری از مردان با کار مساوی مزد می‌گیرند. حقوق کارگران کامل پرداخت نمی‌شود، تورم قدرت خرید مردم به ویژه کارگران و زحمتکشان را کاهش می‌دهد و با شدت همان مزد ناچیز آن‌ها را هم می‌مکند. این وضعیت فقط ویژه ایران و یا ترکیه نیست. این وضعیت و شرایط دردناک و غیر قابل تحمل، جهانی‌ست.
سرمایه‌داری سعی کرده است در طول سال‌های اخیر دختر بچه و پسر بچه و هر زنی را که می‌تواند کار کند به پروسه تولید بکشاند. تعداد شاغلان جهان از حدود ۲٫۷ میلیارد نفر در ۲۰۰۰ به حدود ۳٫۵ میلیارد نفر در ۲۰۲۵ رسیده است. به همین جهت تولید ناخالص داخلی از ۳۴ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ به بیش از ۱۱۷ هزار میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.
برای ایدئولوژی سرمایه‌داری (سود به هر قیمت) افزایش تولید ناخالص داخلی و ملی حدی را نمیشناسد. به همین جهت نیز فشار دم افزون بر کارگران جهت تولید بیشتر، تحمل ناپذیرتر می‌شود، سرکوبها برای مجبور کردن کارگران تا این درجه از تولید خونین‌تر و بی‌رحمانه‌تر می‌گردد.
علیه این تعرض افسار گسیخته که علاوه بر استثمار و ستم ویژه بر کارگران، سرکوب جنبش‌های دمکراتیک و ملی را نیز به همراه دارد، موج عظیم و هر روز متحد شونده‌تری محیط کارخانه، خیابان و میادین مبارزه را عطراگین می‌سازد. اعتراض میلیاردی مردم در هند، پاکستان، ایران، آمریکا، آلمان، فرانسه و کلیه کشورها علیه همه این اجحافات نشان می‌دهد که اکثریت قاطع جمعیت جهانی این ساختار پر اشک و خون سرمایه‌داری را نمی‌خواهند و علیه آن مبارزه می‌کنند. در این راستا جنبش کمونیستی نیز گام به گام توانسته است تاریخ خود را جمع بندی کند و کلیه سازمان‌های کمونیستی در سطح جهان روی اساسی‌ترین مسائل یعنی ادامه انقلاب سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا به مواضع مشترکی برسند. امروزه کمونیسم با قامت بلند و سترگ خود در صحنه جهانی ایستاده است. هلموت کهل  در جشن وحدت دو بخش آلمان گفت: «کمونیسم مرد، مسیح زنده است.» ولی روند تاریخی از آن روز تا کنون نشان داده است که "کمونیسم زنده است و مسیح در حال مرگ."
امروزه در هر کشوری حزب و یا احزاب و سازمان‌های کمونیستی جهت متحد کردن خود و طبقه کارگر علیه سرمایه‌داری با شدت در فعالیت و کوشش هستند. در سال‌های اخیر چند سازمان فراگیر بین‌المللی کمونیستی که در هر کدام تعداد از سازمان‌های ملی متشکل هستد، پا به عرصه وجود گذاشته‌اند. مثل هماهنگی بین‌المللی احزاب و سازمان‌های انقلابی ICOR، کنفرانس بین‌المللی احزاب و سازمان‌های مارکسیست-لنینیست، اتحادیه بین‌المللی مبارزه خلق‌ها، پلتفرم جهانی ضد امپریالیستی، اجلاس بین‌المللی احزاب کمونیست و کارگری و سمینار کمونیستی بین‌المللی.
ایدئولوژی پرولتاریا، بر ضرورت وحدت کمونیست‌ها در صحنه ملی یعنی ایجاد حزب کمونیست در هر کشور و ایجاد یک انترناسیونال کمونیستی تکیه دارد. این ایدئولوژی می‌طلبد که کمونیست‌ها طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان و نیروهای مترقی را در مبارزه روزمره‌شان بر محور آلترناتیو سوسیالیسم و برپائی دیکتاتوری پرولتاریا متحد و متشکل سازند. برای این امر ضروری‌ست، ایدئولوژی بورژوازی همه جانبه افشا گردد و فرهنگ راستین پرولتری در تمام ابعادش تبلیغ شود. امروزه این روند از گذشته در ابعاد وسیع‌تری جریان دارد.
برای مقابله با این جریان تاریخ ساز، مترقی و پیشرونده، تبلیغات اغواگرانه سرمایه‌داری در شکل جعل وقایع تاریخی، تهمت و دروغ، برچسب زنی و لجن پراکنی شدت گرفته است. ماشین ضد کمونیسم بورژوازی نه تنها در قالب بگیر و ببندها و سرکوب نظامی بلکه در شکل فرهنگی آن در تمام ابعاد زندگی به کار افتاده است.
ما تظاهر این ایدئولوژی منحط و فاسد را در مقاله ۹ قسمتی "شبح کمونیسم در حال حکمرانی بر جهان ما" در سایت The Epoch Time  فارسی می‌توانیم ردیابی کنیم.
در زیر به گوشه‌‌ای از این اغواگری‌های نخ‌نما شده و فاسد می‌پردازیم:
این نوشته ضد کمونیستی با وقاحت، چین سوسیالیستی زمان مائوتسه‌دون را با چین امپریالیستی از زمان دن‌سیائوپینگ تا کنون یکی می‌گیرد و شروع می‌کند به لجن پراکنی. توجه کنید: «حزب کمونیست چین، در فرآیند تحقق جاه طلبی‌های جهانی خود هیچ محدودیت اخلاقی قایل نیست و از هیچ قانونی اطاعت نمی‌کند. همان گونه که در ۹ شرح و تفسیر درباره حزب کمونیست بحث شد، تاریخ تأسیس و به قدرت رسیدن حزب کمونیست چین یک فرآیند تدریجی تکمیل خوی شیطانی‌‌‏اش در طول تاریخ هم در چین و هم در سطح جهان بوده است. از جمله ۹ ویژگی ذاتی حزب: “شرارت، فریبکاری، فتنه‌انگیزی، وازدگی اجتماعی، جاسوسی، غارتگری، جنگ، حذف، و کنترل.“ این خصوصیات در هر جایی از گسترش جهانی حزب کمونیست چین دیده می‌شوند و این حزب به طور مستمر تکنیک‌ها و بدخواهی‌های خود را ارتقا داده و تقویت کرده است. جنگ نامحدود حزب کمونیست چین، ابراز متمرکز این ویژگی‌های شرورانه و بخشی مهمی از موفقیت آن است.»
اگر دولت چین چنین کارهائی می‌کند مربوط به نظام سرمایه‌داری شماست. چین یک کشور امپریالیستی است و سوسیالیستی نیست. در عین حال دولت چین در درون کشور فاشیسم و سرکوب اعمال می‌کند و در سیاست خارجی با صدور سرمایه، بر بازارهای جهانی تسلط می‌یابد ولی هنوز برایش “شرارت، فریبکاری، فتنه‌انگیزی، وازدگی اجتماعی، جاسوسی، غارتگری، جنگ، حذف، و کنترل.“ در سطح کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و دیگر کشورهای امپریالیستی ضروری نگشته است. نویسنده ضد کمونیست این مقاله، آنچه که کلیه کشورهای سرمایه‌داری امپریالیستی و فاشیستی در جهان عمل می‌کنند، با کلمه "چین" به کمونیسم نسبت می‌دهد.
در نوشته آمده است که چین نظرات و سیاست‌هایش را در کتاب "جنگ نامحدود" که توسط دو افسر چینی نوشته شده است، تدوین کرده است. بعد نوشته چنین تفسیر می‌کند: «جنگ نامحدود بدان معنا است که "همه سلاح‌ها و فناوری‌ها می‌‌توانند به اراده نیروها استفاده شوند؛ این بدان معنا است که همه مرزهای میان دنیای جنگ و غیر جنگ، و نظامی و غیرنظامی در هم شکسته ‌شده‌‌‏اند."» و سپس اقدامات زیر را به کمونیسم نسبت می‌دهد:  
۱- صدور فرهنگ حزب و دروغ‌های آن به جهان از طریق رسانه‌های جهانی تحت کنترل خود و اجرای جنگ ایدئولوژیک
۲- استفاده از دام‌های شیرین (اغفال جنسی)، روابط بین فردی، ارتشا و قدرت استبدادی برای تسلط بر رهبران سازمان‌های جهانی، شخصیت‌های مهم سیاسی، کارشناسان حاضر در اتاق‌های فکر و حوزه‌های آکادمیک، غول‌های کسب و کار و افراد تأثیرگذار بر زندگی مردم
۳- کنترل رسانه‌‌‏های جهانی و راه اندازی جنگ ایدئولوژیکی
۴- حمایت، تهییج و ائتلاف با رژیم‌های خودکامه برای مقابله با آمریکا و دولت‌‌‏های غربی
۵- استفاده از دیپلماسی تجارت برای تبدیل کشورهای آزاد به رقیب یکدیگر با استفاده از بازار بیش از یک میلیارد نفری چین به عنوان طعمه
۶- تعمیق یکپارچگی و به هم پیوستگی اقتصادی برای برقراری ارتباط با سایر کشورها
۷- نقض مقررات تجاری سازمان تجارت جهانی
۸- ارایه تعهدات کذب اصلاحات برای انباشت مازاد تجاری و ذخایر ارزی»
چین امپریالیستی بالقوه قادر به همه این کارهاست و تا اندازه‌ای هم در جهان اعمال می‌کند ولی سطحی که در این نوشته طرح گشته، انسان را به یاد هیتلر، ترامپ، و دیگر رهبران فاشیست کشورهای غربی می‌اندازد.
ایدئولوژی ضد کمونیستی در دروغ و اتهام و برچسب زدن مرزی نمی‌شناسد. 
و بالاخره نویسنده و یا نویسندگان کتاب “شبح کمونیسم...“ چنین روشن و شفاف علیه کمونیسم موضع می‌گیرند: «تاکید این کتاب بر عدم خلاصه شدن کمونیسم در یک نظریه و وجود شبح شیطانی آن است. این شبح زنده است، هدف نهایی خود برای نابودی بشر را دنبال می‌‌‌‏کند و از هرگونه تغییر شکل برای بقا و گسترش خود فروگذار نیست.»
ولی واقعیتی در جمله اخیر نویسندگان این اثر پیش پا افتاده و بی ارزش وجود دارد. 
شبح کمونیسم در جهان در حال گردش است و خواب راحت از سرمایه‌داری آمریکا، چین، روسیه، آلمان، انگلیس، فرانسه، ایتالیا و... ربوده است. شبح کمونیسم آرام آرام از حالت شبح بیرون می‌آید و به واقعیتی سترگ تبدیل می‌شود.
امروزه در تقابل با ایدئولوژی منحط و فاسد بورژوازی و اعمال سیاست‌های خونین علیه طبقه کارگر و زحمتکشان دیگر، ایدئولوژی طبقه کارگر برای وحدت جنبش کمونیستی، تبلیغ آلترناتیو سوسیالیستی، متحد کردن مردم برای یک انقلاب مسلحانه توده‌ای علیه فاشیسم و سرمایه‌داری، تبلیغ علم طبقاتی در بین توده‌ها و بسیج آن‌ها جهت بکارگیری انرژی بی‌پایانشان در پیش برد مبارزه طبقاتی جهت سرنگونی بورژوازی جهانی، قد علم کرده است.
ما به این روند خوش آمد می‌گوئیم و در خدمت آن کوشائیم.

نظم کمونیستی
۲۴ تیر ۱۴۰۵

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوا: از هر امکانی برای تقویت و سر و سامان دادن مالی خود استفاده میکند. حتی به سادگی و بدون عذاب وجدان از صندوق سازمانی که در آن عضو است تا میتواند پول میدزدد. چنین خرده بورژوائی همیشه سعی میکند در نشست‌ها کنار ریاست جلسه بنشیند و در ریاست سهیم گردد. این خرده بورژوا، انتقاد را با انتقام، لجن پراکنی و اتهام جواب میدهد، همان روشی که دولت‌های فاشیستی مثل جمهوری اسلامی و یا اسرائیل و دولت ترامپ و سازمان‌های جاسوسی آن‌ها در مورد اپوزیسیون و مخالفین خود پیش میگیرند.