شرایط کار کارگران در جنگ اخیر
با شروع جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، بنا به دادههای مرکز آمار ایران، تورم از ۹۰٪ به بیش از ۱۱۳٪ و تورم نقطه به نقطه در شهرها تا ۱۲۹٫۳٪ و در مناطق روستائی تا ۱۳۵٫۱٪ افزایش داشته است. قدرت خرید مردم با تورم افسار گسیخته و کاهش شدید ارزش ریال نسبت به دلار، سقوط آزاد کرد.
هزینه نقطه به نقطه یک سبد کالا برای یک خانوار شهری از ۸۳٫۹٪ نیز بیشتر گردیده است.
|
تورم نقطه به نقطه (درصد)
|
||||||
|
شرح
|
شاخص کل
|
خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات
|
کالاهای غیر خوراکی و خدمات
|
|||
|
فروردین ۱۴۰۵
|
اردیبهشت ۱۴۰۵
|
فرورودین ۱۴۰۵
|
اردیبهشت ۱۴۰۵
|
فرورودین ۱۴۰۵
|
اردیبهشت ۱۴۰۵
|
|
|
کل کشور
|
۷۳٫۵
|
۸۳٫۹
|
۱۱۵٫۷
|
۱۳۰٫۴
|
۵۱٫۳
|
۶۰٫۰
|
|
شهر
|
۷۱٫۰
|
۸۰٫۸
|
۱۱۵٫۲
|
۱۲۹٫۳
|
۴۹٫۷
|
۵۸٫۰
|
|
روستائی
|
۸۸٫۰
|
۱۰۱٫۸
|
۱۱۷٫۷
|
۱۳۵٫۱
|
۶۳٫۰
|
۷۴٫۶
|
|
مأخذ: مرکز آمار ایران ۱۴۰۵
|
||||||
مزید بر دادههای فوق، مرکز آمار ایران چنین اقرار میکند: شاخص قیمت مصرف کننده در فروردین ۱۴۰۵ نسبت به ماه قبل ۵٪ و نسبت به ماه مشابه سال قبل ۷۳٫۵٪ افزایش یافته است.
دادههای فوق نشان میدهد که جنگ واقعی علیه اکثریت جامعه یعنی کارگران، دیگر زحمتکشان و اقشار میانه در ابعاد مصیبباری تشدید گشته و هر روز عمیقتر میشود. از نظر جامعه شناسی این جنگ دهها سال است که از طرف سرمایهداری حاکم بر ایران علیه نیروهای کار و زحمت آغار شده ولی با آغاز حملات امپریالیستی از خارج، این جنگ توسط دو نیروی فاشیستی داخلی و خارجی علیه زحمتکشان و اقشار میانه تشدید گردیده است.
دادههای فوق به روشنی نشان میدهد که جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران، اساساً جنگ این نیروهای اهریمنی با زحمتکشان و نیروهای میانه جامعه است. در این جنگ تعداد اندکی از مهرههای رژیم نیز کشته شدند ولی نیروهای نظامی و دست اندرکاران رژیم دچار گرسنگی، بی سرپناهی، بی داروئی و آوارگی نگشتهاند. این اکثریت مردم ایرانند که هدف جنگ خانمان برانداز آمریکا و اسرائیلاند. و رژیم نیز با این بهانه مردم را میچاپد و تعدادی را نیز به قتل میرساند.
در این شرایط، به رقص آمدن نیروهای سلطنت طلب در هنگام بمباران مردم ایران توسط آمریکا و اسرائیل، هم عمیقا غم انگیز است و هم بسیار مضحک و ارتجاعی.
در پروسه این جنگ هیچ سیاستمداری شغلاش را از دست نداده است ولی هزاران کارخانه ویران و بیش از ۴ میلیون کارگر بیکار شده و تعداد بسیاری نیز جانشان را از دست دادهاند. ویرانی کارخانجات بزرگ آنچنان است که برای بازسازی آنها و ایجاد شغلهای جدید برای کارگران به میلیاردها دلار بودجه و سالها وقت نیاز است؛ مثلا برای بازسازی پارس جنوبی ۵ تا ۶ میلیارد دلار، فولاد مبارکه ۳ تا ۴ میلیارد، فولاد خوزستان ۱٫۵ تا ۲ میلیارد و پتروشیمی ۲٫۵ میلیارد دلار هزینه و چند سال وقت لازم است. (اعداد از رادیو زمانه)
شرایط زندگی نیروی کار در جنگ اخیر، شرایط مرگباریست. بمباران، مراکز تولید و کارخانجات را ویران کرده، تعدادی از کارگران را کشته و کارگرانی که جان سالم به در بردهاند را بیکار کرده است. بمباران مناطق کارگر نشین نیز عدهای را کشته و تعداد بسیاری را بیخانمان کرده است. اگر معضلات کارگران به همین جا ختم میشد، میتوانستیم امیدوار باشیم که با پایان جنگ زندگی زحمتکشان سرو سامانی خواهد یافت. ولی روند اوضاع در ساختار سرمایهداری وابسته ایران به گونه دیگر است.
در حالیکه تهاجم نظامی و خونین آمریکا-اسرائیل میلیونها کارگر را بیکار کرده است، کارفرمایان زالوصفت نیز در حالیکه تسهیلات ارزی دولت را با مکندههای خود میمکند، از یک جانب کارگران را گروهی اخراج میکنند و مزد کارگران را ذخیره میسازند و از جانب دیگر کالاهای تولید شده را انبار میکنند و وقتی کاملا گران شد به قیمت چند برابر میفروشند.
محمد اصلانی، عضو کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان البرز میگوید: «ما به وضوح کارفرمایانی را میبینیم که قبل از حذف ارز ترجیحی، مواد اولیه را برای ماهها خریدهاند، اما تولید نمیکنند تا مواد را چند برابر فروخته و سود کنند و در عین حال وامهای مختص واحدهای آسیب دیده را نیز دریافت کنند؛ نباید کارفرمایی که با شکستن چند شیشه تسهیلات میگیرد و کارگرش را اخراج میکند، با کارفرمای واقعی یکسان دیده شود.»
محمدحسن موسیوند، از فعالان رسمی کارگری لرستان نیز میگوید: در جریان جنگ «اخراجهای گسترده در واحدهایی چون “شایان صنعت“ که از مجموع ۱۲۰ کارگر شاغل در خط تولید کلاچسازی، حدود ۶۰ نفر بیکار شدهاند؛ و بلاتکلیفی کارگران فاز دوم پالایشگاه گاز ایلام، نشان از آن دارد که در نبودِ نظارتِ جدی، سرمایهداران احتکارگر در حال بلعیدن آخرین رمقهای بازار کار هستند.» و امروزه بیکارسازی گروهی به امری روزانه و عادی تبدیل گشته است. شرکت خودروسازی در استان مازندران ۳۰۰ کارگر را اخراج کرد ... بشل موتور سوادکوه مازندران ۳۰۰ کارگر را به بهانه کمبود مواد اولیه اخراج کرده است ... در استان فارس برخی از واحدهای تولیدی، بیش از ۱۰۰ کارگر خود را اخراج کردهاند.
ولی فاجعه به اینجا ختم نمیشود. برخی شرکتها و کارخانجات با انگیزه "اشتغال عمومی" کارگرانی را با مزد بسیار پائینتر از مصوبه شورای عالی کار اجیر میکنند. (استخدام نمیکنند) ادامه چنین روندی ارزان شدن روزانه نیروی کار را در سطح کشور به همراه دارد. بر این مبنا کارگر اجیر شده از بیمه کار، حق بازنشستگی، حق فرزند و امنیت شغلی برخوردار نیست در حالیکه مزد او از مزد یک کارگر معمولی نیز کمتر است. طرح "اشتغال عمومی" سرطانی است که به جان کارگران صنعتی افتاده است.
در جریان جنگ و بمباران بسیاری از کارگران به ویژه زنان کارگر سرپرست خانه، مسکن و سرپناه خود را از دست دادهاند. در آغاز جنگ به علت فرار مردم از شهرهای بزرگ و نا امنی این شهرها، قیمت مسکن افت کرد ولی بعد از چند روز دوباره با سرعت افزایش یافت. این افزایش بر مبنای این واقعیت است که خانه از دست دادهها مجبور به بازگشت و اجازه یا خرید خانه هستند. در نتیجه در آیندهای نه چندان دور بازار خرید و فروش گرم خواهد شد. لذا قیمت مسکن شروع به افزایش کرد. ولی زحمتکشان بی سرپناه نه در زمان افت قیمت و نه در زمان افزایش آن قادر به تهیه سرپناه نبوده و نیستند. رسیدگی به این معضل کارگری برای رژیم ضد کارگری و فاشیستی ایران محلی از اعراب ندارد.
باز سازی مساکن کارگری برای کارگران بی سرپناه، ایجاد شغلهای مناسب برای کارگران بیکار شده، امنیت شغلی و مزد کافی برای یک زندگی حداقل و مکفی، در ذات سرمایهدارانه این رژیم و ساختار سرمایهداری وابسته ایران نیست. بعد از جنگ نیز این معضلات با شدت بیشتری بر زندگی کارگران تهاجم خواهد کرد. برای رهائی طبقه کارگر یک راه بیشتر موجود نیست. انقلاب قهر آمیز تودهای برای در هم کوبیدن نظام سرمایهداری و بنای جامعه سوسیالیستی و برپائی دیکتاتوری پرولتاریا.
نظم کمونیستی
۲۵ خرداد ۱۴۰۵

