چه کسانی از جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران سود می‌برند

امروزه بشریت در ساختار سرمایه‌داری به سر می‌برد. در این ساختار هر اقدام، هر تهاجم و یا هر جنگی که توسط سرمایه حادث گردد، هدف سود آوری دارد. میلیاردها نفر نیز در این حادثه و یا جنگ ضرر می‌کنند.

ما مایل هستیم در این نوشته برندگان آشکار و پنهان و متضررین این جنگ را بر ملا سازیم.

سایت فرارو می‌نویسد: «بزرگترین شرکت‌های دفاعی در ایالات متحده پس از جلسه‌ای در کاخ سفید، توافق کردند که تولید آنچه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، آن را تسلیحات "کلاس نفیس" توصیف می‌کند را به "چهار برابر" میزان کنونی آن افزایش دهند.  دولت آمریکا مایل است میزان سرمایه‌گذاری در تسلیحات را از ۱۰۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ به ۱۵۰۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۷ افزایش دهد.»

چنانکه ملاحظه می‌شود سود شرکت‌های سازنده اسلحه در آمریکا در عرض دو سال صدها میلیارد دلار می‌باشد. به همین جهت نیز ارزش سهام آن‌ها با سرعت بالا می‌رود: در روزهای جنگ ارزش سهام نورثروپ گرومن ۵ درصد، RTX  ۴٫۵ درصد و لاکهید مارتین ۳ درصد افزایش یافته است.

«مجله تایمز آمریکا فاش کرد جنگ علیه ایران ۱۰۰ میلیارد دلار به خزانه آمریکا ضرر زد اما لابی‌های اسلحه و نفتی نزدیک به ترامپ ۲۰۰ میلیارد دلار سود بردند.»(روزمدیاز)

دولتی که در جنگ است اسلحه کافی و با کیفیت می‌خواهد. اسلحه فروش آن را تولید می‌کند و به قیمت گران به دولت می‌فروشد و میلیاردها دلار سود می‌برد ولی دولت این اسلحه را در میادین جنگ مصرف و نابود می‌کند، لذا این سرمایه گذاری دولت نه تنها هیچ سودی ندارد بلکه ضرر مطلق است.

اختلاف دو جناح در کنگره و سنای آمریکا نیز بر سر سودمند بودن و یا نبودن این جنگ است. آن‌ها نگران مردم جهان و حتی آمریکا نیستند. بلکه نگران این هستند که آیا این جنگ برای دولت آمریکا، سود می‌آورد یا نه؟ مثلا در روزنامه‌ای چنین می‌خوانیم: «جنگ با ایران می‌تواند کل منطقه خاورمیانه را بی‌ثبات کند و آمریکا را وارد “جنگی فرسایشی“ مشابه عراق و افغانستان کند.» (Brookings Institution) اگر تحلیل این مؤسسه چنین بود که این جنگ فرسایشی نمی‌شود و به سود آمریکاست، حتما دولت ترامپ را به جنگ تشویق می‌کرد. همین طور است موضع واشینگتن پست وقتی می‌نویسد: «دولت آمریکا اهداف روشنی برای جنگ ارائه نکرده و احتمال گرفتار شدن در یک «باتلاق استراتژیک» بالاست.

تنگه هرمز عملا حرکت یک پنجم نفت را متوقف کرده است. غول‌های نفتی اروپا و آمریکا از این حادثه به سودهای هنگفتی رسیده‌اند سود شرکت B.P. در سه ماه نخست امسال دو برابر افزایش یافته و به ۳٫۲ میلیارد دلار رسیده است. سود شرکت شِل نیز در این مدت تا ۶٫۹۲ میلیارد دلار اوج گرفت.

بانک جی‌پی مورگان در این مدت سود ۶٫۱۱ میلیارد دلاری را اعلام نمود و شش بانک دیگر نیز به سود ۷٫۴۷ میلیارد دلاری دست یافتند. 

از دیگر کشورهائی که از جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران سود می‌برند چین و روسیه است.

واردات نفت خام چین از روسیه در ژانویه و فوریه ۲۰۲۶ حدود ۴۰٫۹ درصد نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته و به ۲۱٫۸ میلیون تُن رسیده است.  (South ChinaMorning Post) گفته می‌شود که روسیه روزانه حدود ۳۰۰ هزار بشکه نفت بیشتر به چین صادر کرده و این باعث رشد حدود ۱۶ درصدی واردات نفت چین در اوایل ۲۰۲۶ گردیده است.  سود چین از این معاملات وقتی خود را با شفافیت نشان می‌دهد که بدانیم؛ چین نفت روسیه را در شرایط عادی با تخفیف ۱۲ دلار در هر بشکه و در شرایطی که روسیه نتواند نفت خود را در بازار جهانی به فروش برساند، آن را با تخفیف تا ۳۵ دلار در هر بشکه به چین می‌فروشد.

در ایران بسیاری از شرکت‌های تولیدی و خدماتی از شروع جنگ از حمایت مالی دولت برخوردار شده و برای سود بیشتر کارگران را اخراج کرده‌اند. برای نمونه به اقرار یکی از دست اندرکاران رژیم توجه کنیم: «ما به‌ وضوح کارفرمایانی را می‌بینیم که قبل از حذف ارز ترجیحی، مواد اولیه را برای ماه‌ها خریده‌اند، اما تولید نمی‌کنند تا مواد را چند برابر فروخته و سود کنند و در عین حال وام‌های مختص واحدهای آسیب‌دیده را نیز دریافت کنند؛ نباید کارفرمایی که با شکستن چند شیشه تسهیلات می‌گیرد و کارگرش را اخراج می‌کند، با کارفرمای واقعی یکسان دیده شود.» (محمد اصلانی، عضو کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان البرز) این روند در شرایط جنگ اکنون بسیار گسترده توسط شرکت‌های تولیدی و خدماتی اعمال می‌شود و مختص ایران نیز نیست بلکه در بسیاری از کشورهای خاورمیانه جریان دارد.

کشورها و کنسرن‌های بین‌المللی و بسیاری از شرکت‌های کوچکتر در صحنه ملی و بین‌المللی از جنگ آمریکا-اسرائیل با ایران سود اقتصادی می‌برند ولی سود و منفعت همیشه اقتصادی نیست بلکه می‌تواند سیاسی – ایدئولوژیک باشد.

دولت‌ها به ترتیب نزدیکی به کشورهای در حال جنگ، تحت نام "خطر ملی"، "کشور در خطر است"، و "وحدت ملی علیه تهاجم خارجی"، با شدت و حدت به سرکوب اپوزیسیون مترقی کشور خود می‌پردازند. در این شرایط مبارزه طبقاتی طبقه کارگر و نیروهای مترقی علیه بورژوازی کشور خود فروکش می‌کند و سرکوب‌های خونین طبقاتی توسط دولت شدت و عمقی بی سابقه می‌گیرد.

بدین تریب هر جنگ ارتجاعی در دوران سرمایه‌داری به نفع کل بورژوازی علیه کل طبقه کارگر تمام می‌شود. نمونه برجسته چنین کشورهائی، ترکیه، پاکستان، افغانستان و حتی آلمان اروپائی‌ست. در شرایطی که قدرت‌گیری نیروهای فاشیستی در درون دولت‌ها آسانتر به پیش می‌رود و نیروهای شبه فاشیستی در بدنه جامعه زمین مساعد برای رشد می‌یابند.

به همین علت کمونیست‌ها، طبقه کارگر و نیروهای مترقی می‌بایست علیه هر جنگی که بورژوازی به راه می‌اندازد، مبارزه کنند و خواهان صلح باشند و به لحاظ تاکتیکی علیه دخالتگری خارجی و بورژوازی داخلی مبارزه آشتی ناپذیری را سازمان دهند، مبارزه‌ای که تمرکز آن سرنگونی بورژوازی داخلی باید باشد.

جنگ اخیر فقط برنده ندارد، بازنده نیز دارد. بازنده این جنگ در درجه اول کارگران هر کشوری هستند. اولین آثار جنگ بر این طبقه معضلات تشدید شونده معیشتی است که حلقوم آن‌ها را می‌فشارد، در درجه دوم سرکوب‌های خونینی است که نیروهای نظامی با بهانه مبارزه علیه عوامل خارجی و یا برهم زننده وحدت ملی به راه می‌اندازند.

ظاهراً در هر جنگی دولت هزینه مالی بالائي می‌پردازد و متضرر می‌شود. «کارشناسان هزینه جنگ را دستکم ۱۰۰ میلیارد دلار برآورد کرده‌اند. فقط در دو هفته اول جنگ، ۱۶٫۵ میلیارد دلار خرج شد. مرکز "امریکن پراگرس" می‌گوید وزارت دفاع آمریکا در ۳۹ روز جنگ بیش از ۳۳ میلیارد دلار هزینه کرده است. وال‌استریت ژورنال هم نوشت که ارزش تسلیحات به کار رفته در جنگ حدود ۳۵ میلیارد دلار است؛ آن هم بدون احتساب مهماتی که نابود شد یا به اسرائیل داده شد.»(روزمدیاز)

ولی دولت این هزینه را از مردم می‌گیرد و مردم پرداختی‌ به دولت را از کارگران بازمی‌یابند. در نتیجه شدیدترین صدمات و هزینه‌های جنگی بر طبقه کارگر وارد می‌شود.

در جریان این جنگ بین ۳ تا ۴ میلیون محل کار در ایران از بین رفته و به همین تعداد نیز بر کارگران بیکار افزوده گشته است. بیکاری ۴ میلیون کارگر یعنی فقر ۱۶ میلیون نفر در خانواده‌های کارگری. از بین رفتن محل کار یعنی تخریب و یا ورشکستگی کارگاه‌های کوچک و بزرگ که در روند آن بورژوازی متوسط و خرده بورژوازی متوسط خانه خراب می‌شوند و به صف فقرزدگان نزدیک می‌گردند. «محمدصادق معتمدیان، ... از آسیب جدی به ۴۶۹ واحد تولیدی، صنفی، صنعتی، خدماتی و تجاری در استان تهران طی حملات اخیر خبر داد.»

ولی خسارت دیدگان به همین محدود نمی‌شوند، آسیب زیست محیطی بر اکثریت جمعیت کشورها وارد می‌آید و نسلهای بعدی را با مشکلات بیولوژیک فراوانی دست به گریبان می‌سازد. در هیروشیما هنوز هم برخی از کودکان با اشکالات ژنتیکی متولد می‌شوند و بمب‌های اوران که آمریکا و اسرائیل در ایران منفجر کردند نیز همین تأثیر را بر نسل‌های آینده دارد. انفجار این بمب‌ها فقط به کارگران آسیب نمی‌رساند، ملت‌های بسیاری را به مخاطره می‌اندازد.  

برای نجات از چنین ورطه‌های هولناکی فقط یک راه وجود دارد: برپائی سوسیالیسم در جریان یک انقلاب اجتماعی مسلحانه توده‌ای به مرکزیت طبقه کارگر.

نظم کمونیستی
۲۵ خرداد ۱۴۰۵
 

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: خرده بورژوا برای هر اقدامی منافع خود را محور قرار میدهد. اگر در جنبش انقلابی شرکت می‌کند، برای این است که از جنبش به صورت ابزاری برای رسیدن به مقام و پول استفاده کند. خرده بورژوا برای رسیدن به پول و مقام روی نعش مادرش هم پا می‌گذارد و از روی آن رد می‌شود.