تازه‌ترین مقالات

در این جنگ، طبقه کارگر قربانی اصلی‌ست

«در زمان تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا، به وضوح دیدیم که نوک پیکان این حملات، مستقیماً زیرساخت‌های تولیدی، واحدهای صنعتی و شریان‌های اقتصادی را هدف قرار داد. در نتیجه‌ی این شرایط بحرانی، خیل عظیمی از کارگران زحمتکش از کار بیکار شده، بسیاری جانشان را از دست داده‌اند و گروه بی‌شماری نیز متحمل سنگین‌ترین آسیب‌های جانی، روحی و خسارت‌های جبران‌ناپذیر مالی شدند.» (ایلنا)

این اقرار یک سایت کارگری وابسته به رژیم جمهوری اسلامی ایران است.
در همین رابطه و ضربات سنگینی که بر طبقه کارگر فرود آمده است «علیرضا حیدری، فعال صنفی کارگری، با انتقاد از رویکردهای ساختاری که حتی در شرایط بحرانی نیز منافع کارگران را در اولویت قرار نمی‌دهد، خواستار برقراری بیمه بیکاری بدون قید و شرط و ورود مستقیم نهادهای حمایتی به پرونده کارگران شهید و مجروح شد.» (ایلنا)
این وضعیت دردناک صنعت و کارگران ایران در شرایط جنگی‌ست. هیچ مرجع قانونی به باز سازی صنایع و وضعیت کارگران رسیدگی نمی‌کند. به جای آن عوامفریبی و دور کردن افکار مردم از وضعیت اسفناک طبقه کارگر ایران، به اوج رسیده است: «محمد صادق مفتح، قائم مقام وزیر صمت در امور بازرگانی در گفت ‌و گو با ایلنا و در مورد وضعیت تولید کالاها و به ویژه کالاهای اساسی در کشور گفت: تولید محصولات به حمدالله با همان فرایند و روندی که قبل از تعطیلات عید انجام می‌شد، تامین می‌شود و ما نگرانی از آن بابت نداریم. » (ایلنا) یعنی صنایع با تمام ظرفیت مشغول تولید است و کارگران مشغول به کار هستند. اتفاقی نیافتاده است. این دغلکاری فقط از ماهیت رژیم سرمایه‌داری ایران می‌تواند تراوش کند.
واقعیت چیست؟
واقعیت این است که تهاجم آمریکا و اسرائیل در مرحله دوم جنگ، اساساً زیر ساخت‌های صنعتی ایران را هدف گرفت. بسیاری از کارخانجات بزرگ با ظرفیت بیش از ۱۰۰۰ کارگر ویران شده است. «در جریان این حملات چندین مجتمع بزرگ تولیدی و کارخانجات عظیم بمباران شده‌اند. در نتیجه، عملاً امکان فعالیت و کار در این واحدها به ‌طور کامل از بین رفته است. هرچند ممکن است تعداد مجروحان و شهدای مستقیم در این مجتمع‌ها اندک باشد، اما تعداد قابل ‌توجه و کثیری از کارگران به‌ یک‌ باره بیکار شده‌اند و عملاً هیچ امکانی برای ادامه‌ی فعالیت ندارند.» (علیرضا حیدری، فعال صنفی کارگری)
۹ شهر صنعتی در ۷ استان کشور و کارخانجات فولاد اصفهان و مبارکه و بسیاری از کارخانجات و کارگاه‌های کشور تخریب گشته و حدود ۲ میلیون کارگر صنعتی بیکار گشته‌اند. بسیاری از کارگران خدماتی به علت نبودن مواد اولیه برای کارخانه‌ها و خدمات شهری مثل رستوران‌ها،  کارگاه‌های تعمیراتی، فروشگاه‌ها و مغازه‌های مواد غذائی، بیکار گشته‌اند: حدود ۸۰۰ هزار نفر. اکثر مغازه‌ها به علت عدم امنیت و نبود مواد اولیه روزهای متوالی بسته‌اند. ۸۰ درصد کارکنان فروشگاه‌های دیجیتال بیکار گشته‌اند: ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار کارگر و کارکن. (ویکیپدیا)
به علت عدم امنیت و نبود مواد اولیه، پروژه‌های ساختمانی کاملاً تعطیل شده و کارگران بیکارند. در حمل و نقل نیز به علت عدم امنیت و کمبود بنزین و نبود مواد برای حمل، بیکاری شدید به چشم می‌خورد. مجموعاً حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار کارگر. در بسیاری از بخش‌های اقتصادی هنوز اعداد نسبی بیکاران ذکر نشده است.
تعداد بیکاران که در فوق ذکر گردید نسبی‌ست و از داده‌های مؤسسات مختلف تولیدی و خدماتی کسب گردیده‌اند. آمار واقعی بیکاری در طبقه کارگر بسیار گسترده تر از برآوردهای فوق می‌باشد.
چنان که ملاحظه می‌شود، محمد صادق مفتح دروغ گفته و شدیدترین ضربات اقتصادی در این جنگ خانمان سوز بر صنایع غیر نظامی و طبقه کارگر وارد آمده است. بیکار شدن یک کارگر یعنی بروز فاجعه در یک خانواده فقیر چهار نفره
فاجعه به اینجا ختم نمی‌شود. گرانی و تورم حلقوم این طبقه را بیش از سابق می‌فشارد.
«سال ۱۴۰۴ تورم مواد غذایی در دی‌ ماه به ‌صورت نقطه ‌به‌ نقطه تقریباً به ۷۰ درصد رسید.» (اقتصاد نیوز) ولی در زمینه خوراکی‌ها که معیشت طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان را تشکیل می‌دهد « تورم خوراکی‌ها به ۹۰ درصد رسید.» (ایلنا - ۰۶ / ۱۱ / ۱۴۰۴)
بر مبنای یک محاسبه از روند تورمی اواخر سال ۱۴۰۴ و ادامه شرایط آن دوره در سال ۱۴۰۵ روند تورم سالانه حدود ۱۲۰٫۵ درصد و تورم نقطه به نقطه ۱۴۱٫۳ درصد تخمین زده می‌شود. (دنیای اقتصاد)
این در زندگی کارگران ایران و به ویژه کارگران بیکار شده به چه معنی‌ست؟
این معنای دیگری جز مرگ ناشی از فقر و گرسنگی و بیماری ندارد!
سیصد و چهل و یکمین جلسه شورای عالی کار که در ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ برای تعیین حداقل دستمزد سال ۱۴۰۵ تشکیل شده بود، چنین تصمیم گرفت. «در این جلسه پایه حداقل مزد ماهانه از ۱۰ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان به ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش یافت. حق اولاد از یک میلیون تومان به یک میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش یافت.» (تابناک)
به بیان دیگر کل دریافتی یک کارگر با خانواده چهار نفره حدود ۱۹۸۰۰۰۰۰ تومان برای سال ۱۴۰۵ تعیین گردیده است.
رژیم ایران افزایش حداقل مزد کارگر با خانواده چهار نفری را از ۱۲۳۰۰۰۰۰ تومان به ۱۹۸۰۰۰۰۰ تومان (۶۱٪)، اقدامی تاریخی در رفاه طبقه کارگر ایران در بوق‌های تبلیغاتی خود دمید. در آن زمان مزد ماهانه یک کارگر با خانواده چهار نفره کمی بیش از ۱۲ میلیون در مقابل خط فقر ۵۵ میلیون تومانی (تابناک ) قرار داشت و تورم ۴۸ درصدی (اندیپندنت)، ۴۸ درصد از قدرت خرید این خانواده را کاهش می‌داد.
در سال ۱۴۰۵ در شرایط جنگ حداقل مزد کارگری که شغل خود را از دست نداده است ۱۹ میلیون و هشتصد هزار تومان است ولی با تورم بیش از ۱۰۰ درصدی و گاهاً ۱۱۴ درصدی.
افزایش مزد یک خانواده کارگری در عرض یک سال ۶۱ درصد و خط فقر بیش از ۶۵ درصد افزایش یافته است. این بدان معنی است که نه تنها قدرت خرید این کارگر افزایش نیافته بلکه کاهش یافته و عمیقتر در زیر خط فقر قرار دارد. بر این مسأله تورم ۱۰۰ تا ۱۱۴ درصدی اضافه می‌شود یعنی قدرت خرید این کارگر نصف می‌شود. این خانواده کارگری با چنین مزد ماهانه‌ای نه تنها قادر به پس انداز نیست بلکه در بحران مالی عمیقی دست و پا می‌زند.
در چنین شرایط هولناکی، این کارگران بیکار می‌شوند و آن اندک مزدی که می‌توانستند فقط با آن زنده بمانند را از دست می‌دهند. این خانواده محکوم به مرگ و یا روی آوردن به کارهای غیر قانونی برای کسب درآمد است.
در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۰ درصد مردم ایران در خط فقر و یا زیر خط فقر بودند. ۳۵ درصد این مردم در خط فقر مطلق قرار داشتند. امروزه این درصدها به طور رادیکالی افزایش یافته است.
فقری این چنین عمیق و گسترده بیشتر به فقر هندی شبیه است. این فقر که به کوچک شدن هر چه بیشتر سفره کارگران می‌انجامد، آن‌ها را شکسته‌، رنجور و بیمار می‌سازد. این بیماران توانائی خرید داروی مورد نیاز را ندارند. بدین جهت در ۵ سال‌اخیر مرگ و میر در بین کارگران  ۳۰ درصد افزایش یافته است. (داده‌های سالانه پزشکی قانونی)
علیه چنین شرایط مرگباری اعتراضات مظلومانه کارگران با گلوله‌های آتشین جواب داده می‌شود؛ یعنی خفقان سیاسی به این معضلات تحمل ناپذیر افزوده می‌گردد.
علاوه بر آن تهاجم نظامی امپریالیستی به یک کشور نه تنها در درجه اول زیر ساخت‌های صنعتی آن را هدف می‌گیرد بلکه نابودی کارگران را نیز در درجه اول قرار می‌دهد. محل زندگی آن‌ها را بمباران می‌کند تا رژیم حاکم برای کسب ارزش اضافه نتواند نیروی کار در اختیار داشته باشد.
این واقعیات به روشنی نشان می‌دهد که در نظام سرمایه‌داری، رفاه و آزادی طبقه کارگر غیر ممکن است. کارگران در این نظام محکوم به فقر، گرسنگی، بیماری، فساد و مرگ هستند. کارگران در صورتی می‌توانند فقر را نابود کنند و آزاد گردند و در صلح پایدار زندگی کنند که در سوسیالیسم به صورت طبقه حاکم قد برافرازند و با دیکتاتوری خود (دیکتاتوری پرولتاریا) استثمارگران و خون آشامان جامعه گذشته را سرکوب نمایند.
نظم کمونیستی
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: خرده بورژوا برای هر اقدامی منافع خود را محور قرار میدهد. اگر در جنبش انقلابی شرکت می‌کند، برای این است که از جنبش به صورت ابزاری برای رسیدن به مقام و پول استفاده کند. خرده بورژوا برای رسیدن به پول و مقام روی نعش مادرش هم پا می‌گذارد و از روی آن رد می‌شود.