سرمقاله                                                                                         ماهیت امروزه جنبش‌های طبقه کارگر در سطح بین‌المللی

    تازه‌ترین مقالات

بررسی سه نوشته از سایت فلزکاران مکانیک


در سایت فلزکاران مکانیک در ۲۱ ژوئن ۲۰۲۶ نوشته‌ای تحت عنوان "ارزان کار نکنیم" آمده است که ما بخشی‌هائی از آن را در این نوشته می‌آوریم: 
«۲- کمی اگر تحمل کنیم کارها آغاز خواهند شد و به همین خاطر نباید ارزان کار کرد.
۳- آگهی‌های خلاف کمپین ۲۰/۱۰ را نادیده بگیریم تا این شرکت‌ها بدون کارگر بمانند و مجبور شوند هم قیمت‌ها و هم قوانین ۲۰/۱۰ را رعایت کنند.
*دستاوردهای کمپین‌های افزایش حقوق از سال ۹۹ تاکنون برای ما افزایش حقوق بالاتر از تورم را عملیاتی کرده است آن را همچون مردمک چشم پاس بداریم! ...» (گروه پایپینگ و اکیپ پروژه‌ای‌ها ۳۰  خرداد ۱۴۰۵ سندیکای فلزکاران مکانیک)
بند دوم از تحمل کردن بیکاری برای بیکار نماندن صحبت می‌کند. این یک موضع پاسیو در مقابل سرمایه‌داری ستمگر است. سرمایه‌داری چه در حال جنگ و چه در حال “صلح“ دائماً مشغول تخریب زندگی کارگرانی‌ست که با تمام نیرو ارزش اضافه (ثروت) تولید می‌کنند. در مقابل این سرمایه‌داری لالای تحمل کردن خواندن، غیر از تسلیم در شرایط سرمایه‌داری نیست. علیه بیکاری باید با سرمایه‌دار و نظام سرمایه‌داری مبارزه کرد. باید علیه بیکاری، همه کارگران به پا برخیزند، هیچ چیزی را تحمل نکنند، سعی کنند شرایط خود را بر سرمایه‌داران تحمیل کنند.
باید از آن کارگرانی که سال‌ها بیکار شده‌اند سؤال کرد که آیا در این مدت سرمایه‌داران دلشان به رحم آمده است و برای آن‌ها محل کار ایجاد کرده‌اند؟ یا این که کارگران در شرایطی که دست به مبارزه زده‌اند توانسته‌اند دوباره به محل کار خود باز گردند؟ کدام یک؟
در عین حال این نوشته ادعا می‌کند که از سال ۹۹ کمپین آن‌ها توانسته است افزایش حقوق بالاتر از تورم را عملیاتی کند.
سال    تورم نقطه ‌به ‌نقطه اسفند    افزایش دستمزدهای حداقل
۱۳۳۹    ۴۸٫۷٪    ٪۲۱
۱۴۰۰    ۳۹٫۵٪    ٪۳۹
۱۴۰۱    ۶۳٫۹٪    ٪۵۷٫۴
۱۴۰۲    ۳۲٫۳٪    ٪۲۷
۱۴۰۳    ۳۷٫۱٪    ٪۳۵٫۳
۱۴۰۴    ۴۱٪    ٪۴۵
کل افزایش     ۲۶۱٫۵٪    ٪۲۲۴٫۷
مأخذ: مرکز آمار ایران
این ادعا واقعیت ندارد. ما در زیر جدول مختصری را می‌آوریم تا صحت و سقم این ادعا روشن گردد. تورم نقطه به نقطه در این جدول تورم اعلام شده رسمی از جانب دولت است. تورم واقعی بسیار بالاتر از این درصدهاست.
در این مقاله حفظ کمپین و مبارزه جهت افزایش دستمزد، به صورت هدف درآمده است. در حالی که هدف طبقه کارگر سرنگونی سرمایه‌داری در ایران است. به نویسندگان و یا نویسنده مقاله باید گفت متأسفانه دستاوردهای کمپین‌های افزایش حقوق از سال ۹۹ تاکنون برای شما افزایش حقوق بالاتر از تورم را عملیاتی نکرده است. تا ابد نیز عملیاتی نخواهد کرد. زیرا اگر سرمایه‌داری گامی برای طبقه کارگر بردارد دیگر سرمایه‌داری نیست.
حال ببینیم مقاله دیگری در همین سایت به نام “شهر در تب نان می‌سوزد؛ دستمزدی که به اندازه نیم کیلو گوشت نیست!“ چگونه موضع می‌گیرد «امروز در ایران، یک کارگر برای خرید ۲۵۰ گرم گوشت قرمز، مجبور است تمام حقوق یک روز خود را خرج کند! سفره کارگران روز به‌ روز کوچکتر می‌شود و شکاف بین درآمد و هزینه به نقطه‌ای رسیده که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت. کارگری که صبح تا شب برای نان خود و خانواده‌اش تلاش می‌کند، حالا با دستمزدی مواجه است که حتا نمی‌تواند نیازهای اولیه را پوشش دهد، قیمت برنج در دو سال اخیر ۹۰۰ درصد بالا رفته، در حالی که دستمزد کارگران فقط ۳۰ درصد افزایش یافته است، ارزش دستمزد یک کارگر تمام وقت به کمتر از ۱۰۰ دلار در ماه رسیده است، کارگری که روزانه ۱۵ ساعت کار می‌کند، حالا باید بین خرید نان، دارو یا اجاره خانه یکی را انتخاب کند.»
خواننده گرامی به روشنی می‌بیند که بین موضع نویسندگان این مقاله با مقاله اول به طور آشتی ناپذیری زاویه دارد که به صورت دو خط طبقاتی در جنبش کارگری حضور دارند.
مقاله دیگری با عنوان فلسفه برای کارگران «فلسفه؛ نه برای فیلسوف شدن، برای زنده ماندن با چشمان باز» در همین سایت، مبارزه طبقاتی و آگاهی بالای بخشی از کارگران را به طور انکار ناپذیری برجسته می‌سازد.
در این مقاله آمده است: «کارگرِ کارخانه، کارگرِ ساختمان، کارگرِ خط تولید یا شیفت شب یک سوپرمارکت… آیا این نام‌ها با “فلسفه” جور درمی‌آیند؟ اگر فلسفه را کتابی پر از کلمات قفل‌دار و انتزاعی بدانیم، نه. اما اگر فلسفه را یعنی “چرا این‌جوری کار می‌کنم؟”، “قدرت چه کسی مرا مجبور به دویدن در این چرخه کرده؟” و “آیا معنایی فراتر از حقوق آخر ماه برای این خستگی هست؟”؛ آن‌گاه فلسفه نه در کتابخانه، که سرِ خط تولید، ایستگاه اتوبوس و هنگام چای خوردن در زنگ تفریح شروع می‌شود. هدف این ما، فیلسوف شدنِ حرفه‌ای نیست؛ بلکه سلاحی است به نام “اندیشیدن” برای ملموس‌تر کردنِ زندگی و کارمان ... فیلسوفان حرفه‌ای اغلب از “مسئله آزادی” یا “دیالکتیک بنده و ارباب” حرف می‌زنند. اما کارگرِ خط مونتاژ، هر روز با نسخه عینی این مفاهیم دست و پنجه نرم می‌کند: سقف دستمزد در برابر سود کارفرما، فرمانِ بی‌پاسخ در برابر بُهتِ یک شیفت دوازده ساعته.»
این کارگران نشان داده‌اند که به لحاظ آگاهی در سطحی هستند که به ضرورت دست یافتن به دانش فلسفی راه یافته‌اند. از این بالاتر این که آن‌ها بین فیلسوف کتابی و فیلسوف عملی در خدمت مبارزه طبقاتی طبقه کارگر فرق می‌گذارند. نویسندگان این مقاله فلسفه را نه برای مجالس حرافی‌های شکوهمند، بلکه برای تغییر مثبت در شرایط زندگی لازم می‌دانند. همان چیزی که مارکس گفت: «فلاسفه تاکنون فقط جهان را به شیوه‌های گوناگون تفسیر کرده‌اند؛ اما مسئله بر سر تغییر جهان است.»
باید اضافه کرد که کارگران در عین حال که به فلسفه‌ای محتاجند تا جهان را در خدمت به حاکمیت رساندن خود تغییر دهند، در عین حال آن‌ها باید این فلسفه را از رهبران بزرگ جنبش کمونیستی و کارگری جهان، مارکس، انگلس، لنین، استالین و مائوتسه‌دون بیاموزند و شرایط عملی زندگی خود را با چنین دانشی به طور بنیادین دگرگون سازند.
در اینجاست که هر کارگری مجبور است بین این سه موضع یکی را انتخاب کند: ۱- منفعل بنشیند تا اوضاع به نفع او تغییر کند؟ ۲- برای تغییر شرایط خود همراه دیگر کارگران مبارزه کند و یا ۳- در همین پروسه‌ی مبارزه، آگاهی فلسفی خود را تا درک و لزوم مبارزه برای سوسیالیسم و حاکمیت طبقاتی طبقه کارگر در جامعه بالا ببرد.

نظم کمونیستی
۲۴ تیر ۱۴۰۵

 

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: یک خرده بورژوا: از هر امکانی برای تقویت و سر و سامان دادن مالی خود استفاده میکند. حتی به سادگی و بدون عذاب وجدان از صندوق سازمانی که در آن عضو است تا میتواند پول میدزدد. چنین خرده بورژوائی همیشه سعی میکند در نشست‌ها کنار ریاست جلسه بنشیند و در ریاست سهیم گردد. این خرده بورژوا، انتقاد را با انتقام، لجن پراکنی و اتهام جواب میدهد، همان روشی که دولت‌های فاشیستی مثل جمهوری اسلامی و یا اسرائیل و دولت ترامپ و سازمان‌های جاسوسی آن‌ها در مورد اپوزیسیون و مخالفین خود پیش میگیرند.