اعدام در ایران
هر انسانی محصول جامعهایست که در آن زندگی میکند. جامعه او را میپروراند، برآیند نیروهایش سمت و سوی حرکت او را تعیین میکند و اراده او را برای اقدامات مشخص شکل میدهد. در نتیجه هر انسانی عضوی جداناپذیر از یک جامعه است. اعدام زمانی صورت میگیرد که ساختار طبقاتی موجود از سمت دادن فعالیتهای جسمی و فکری اعضای خود در خدمت منافع طبقه حاکم وامانده است. برآیند نیروهای بینالمللی و داخلی جامعه افرادی را علیه منافع حاکمین و حتی علیه ساختار اجتماعی موجود به حرکت در میآورد، هر چه این حرکت عمیقتر و وسیعتر گردد، تعداد اعدامها نیز با نوساناتی افزایش مییابد. در واقع ساختار اجتماعی موجود با هر اعدامی، کارد را به سینه خود میزند، به خود شلیک میکند و خود را گام به گام از درون متلاشی میسازد.
|
سال |
تعداد تقریبی اعدام |
درصد افزایش |
منبع خبر |
|
۲۰۲۶ |
حدود ۱۶۰ نفر (در سه ماه) |
همهنگاو |
|
|
۲۰۲۵ |
حدود ۱۶۳۹ نفر |
۶۸ |
رادیو آلمان - فارسی |
|
۲۰۲۴ |
حدود ۹۷۲ نفر |
۱۴ |
رادیو آلمان - فارسی |
|
۲۰۲۳ |
حدود ۸۵۳ نفر |
۴۳ |
یورو نیوز |
|
۲۰۲۲ |
حدود ۵۷۶ نفر |
۷۵ |
فرماسیون سنتر |
|
۲۰۲۱ |
حدود ۳۷۷ نفر |
۳۰ |
نفس در قفس |
|
۲۰۲۰ |
حدود ۲۶۷ نفر |
۴- |
WCADP |
|
۲۰۱۹ |
حدود ۲۸۰ نفر |
۲ |
سازمان حقوق بشر ایران |
|
۲۰۱۸ |
حدود ۲۷۳ نفر |
۴۸- |
سازمان حقوق بشر ایران |
ما این قانونمندی و روند را به روشنی در طول حاکمیت رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی میتوانیم ردیابی کنیم: آمارهائی که در جدول ملاحظه میشود، حداقل آمار ثبت شده رسمی است. مفقود شدگان، به قتل رسیدگان در زندان، مرگ ناشی از شرایط و عدم رسیدگی بهداشتی در زندانها در این جدول ذکر نشده است. هر روز چند اعدامی به لیست ۱۶۰ نفری کنونی اضافه میگردد و تا زمانی نیز که رژیم سرمایهداری ایران حاکم است در بر این پاشنه خواهد چرخید.
اعدام قتل عمد و جنایتکارانه دولت سرمایهداریست. اعدام هر فردی در جامعه تنش و نفرت از حاکمین را موجوار میگستراند و به اعماق جامعه میرساند. نیروهای مثبت جامعه میتوانند از این نفرت عمومی و تنش فزاینده علیه حاکمین سود جویند، خود را آگاهتر، مصممتر و متشکلتر صف بندی کنند و مبارزه خود را همه جانبهتر برای سرنگونی بورژوازی ایران و برقراری سوسیالیسم به پیش ببرند. بورژوازی با هر اعدامی گور خود را عمیقتر حفر میکند.
اعدام یکی از ابزارهای ماندگاری در دست طبقات ارتجاعی تاریخ است. معمولا دولتها در مراحلی از تکامل و تاریخ خود از اعدام بسیار کم استفاده میکنند. هر چه کارآئی ابزارهای دیگر از قبیل تبلیغات مسخ کننده مذهبی، تبلیغات اغوا کننده پیشرفتهای اقتصادی – سیاسی دولت، دانش زدائی جامعه و... کم شود، رو آوردن به ابزار اعدام بیشتر میشود. ابزار اعدام آخرین و تعیین کنندهترین ابزار برای دولت سرمایهداریست که به طور کامل از بین توده مردم ستمدیده و زحمتکش طرد شده است.
این آخرین ابزار میتواند در مراحل اول هول انگیز و بازدارنده باشد. همان طور که در جریان و مدتی پس از اعدام سالهای ۶۰ چنین بود. ولی تقابل مکرر و اجتناب ناپذیر زحمتکشان و نیروهای مترقی با رژیم و بگیر و ببند و اعدامهای روزانه، هراس از اعدام و قتل عام خیابانی را از بین مردم زدوده است.
امروز آنچه که حرکت به جلوی مبارزه و انقلابی شدن مبارزات طبقه کارگر را ترمز میکند، نه به بند کشیده شدن مبارزین در خیابانها، نه شکنجه شدن جوانان و زنان زندانی و نه اعدامهای روزانه، بلکه نبود ستاد رهبری کننده طبقه کارگر در جامعه است. حزب کمونیست واقعی در ایران وجود ندارد. لذا آلترناتیو سوسیالیسم نمیتواند به خواست آتشین طبقه کارگر، زحمتکشان و نیروهای مترقی تبدیل شود، آنها را متشکل کند و مسلحانه رژیم فاشیستی – سرمایهداری ایران را بروباند.
به بیان دیگر گره کار در پراکندگی جنبش کمونیستیست. ما کمونیستها باید تمام تمرکز خود را برای وحدت بالای این جنبش و کارگری شدن آن به کار ببریم. راه دیگری وجود ندارد.
نظم کمونیستی
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

